قورباغه هاي کوچيک يکي يکي شروع به افتادن کردند.
بجز بعضي که هنوز با حرارت داشتند بالا و بالاتر مي رفتند
جمعيت هنوز ادامه مي داد: "خيلي مشکله!!! هيچ کس موفق نمي شه"
و تعداد بيشتري از قورباغه ها خسته و از ادامه دادن منصرف مي شدند ...
ولي فقط يکي به رفتن ادامه داد، بالا, بالا و باز هم بالاتر ...
اين يکي نمي خواست منصرف بشه!
بالاخره بقيه از ادامه بالا رفتن منصرف شدند،
به جز اون قورباغه کوچولو که بعد از تلاش زياد تنها کسي بود که به نوک برج رسيد !!!
اونا ازش پرسيدند که چطور قدرت رسيدن به نوک برج و موفق شدن رو پيدا کرده ؟
و مشخص شد که ...
برنده مسابقه کر بوده
نتيجه ي اخلاقي اين داستان اينه که :
هيچ وقت به جملات منفي و مأيوس کننده ي ديگران گوش نديد...
چون اونا زيباترين روياها و آرزوهاي شما رو ازتون مي گيرند!
هميشه به قدرت کلمات فکر کنيد. چون هر چيزي که مي خونيد
يا مي شنويد روي اعمال شما تأثير ميگذاره
پس:
هميشه مثبت فکر کنيد !
و بالاتر از اون
کر بشيد هر وقت کسي خواست به شما بگه که به آرزوهاتون نخواهيد رسيد.
و هميشه باور داشته باشيد
من همراه خداي خودم همه کار مي تونم بکنم.
نظرات شما عزیزان:
merc lotf dari
webloge shoma m ghashange
.gif)